تبلیغات
پنجره ای رو به آسمان

متن ادبی سال ، زندگی وارون

× به نام خدا
سلام. 
متنی که در ادامه ی مطلب درج شده است، از یکی از مخاطبان وبلاگمان ،  فرستاده شده است.
مطالعه ی آن را به همه ی بازدیدکنندگان وبلاگ توصیه می کنم.


گوش هایم را می گیرم! چشم هایم را می بندم 

و زبانم را گاز می گیرم! ولی حریف افکارم نمی شوم

چقدر دردناک است فهمیدن...

خوش به حال عروسک آویزان به آینه ی ماشین

تمام پستی بلندی زندگیش را فقط می رقصد ...



کاش زندگی از آخر به اول بود ...

پیر به دنیا می آمدیم ...

آنگاه در رخداد یک عشق جوان می شدیم ...

سپس کودکی معصوم می شدیم

و در نیمه شبی با نوازش های مادر آرام می مردیم...!!

تاریخ ارسال : سه شنبه 23 آذر 1395  07:19 ب.ظ  | نویسنده :   سمانه توتونچیان

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال :   چهارشنبه 16 فروردین 1396 08:35 ب.ظ
سلام وبلاگ جالبی داری به من هم سر بزن خو شحال میشم
چشم حتما..

سمانه توتونچیان

تاریخ ارسال :   چهارشنبه 6 بهمن 1395 05:32 ب.ظ
بسیار زیبا
ممنونم

سمانه توتونچیان

تاریخ ارسال :   سه شنبه 5 بهمن 1395 05:41 ب.ظ
متن جالبیه.ممنون ازتون☺
خواهش میکنم

سمانه توتونچیان

تاریخ ارسال :   دوشنبه 4 بهمن 1395 07:11 ب.ظ
خیلی قشنگه.من که عاشقش شدم.کاش اینجور متن ها توی وب بیشتر باشه
ایشالا در آینده بیشتر مطلب میذاریم.

سمانه توتونچیان

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.